حض جان
من خوبم . سعي ميكنم زمان را دوست بدارم و از آن به نفع خودمان استفاده كنم. الان پايم لابه لاي صفحات تاريخ گير است. دو هفته ي ديگر بايد مقاله هايم را تحويل دهم و ديشب فكر ميكردم اين كتاب هنر و جامعه ي روژه باستيد يك نقص بزرگ دارد و آن اين است كه درباره ي رابطه ي هنر و جامعه ي غرب حرف ميزند و در شرق اوضاع كلي توفير دارد. مخلص كلام...
دكتر ندوشن ، دوستت دارم .دوستت دارم وباز هم دوستت دارم . غلت ميخورم لاي كلامت و حض ميبرم. يك طور خاصي ميشود گفت رسوب ميكنم لا به لاي نوشته هايت...آخش
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۱۰/۰۲ ساعت 13:58 توسط ترمه خانوم
|