حالتان چطور است بچه های جهان؟
به بچه های سیاه بیابانهای سودان فکر میکنم.آیا زمستان در صحرا سرد است؟فکر میکنم به سرهای بزرگ و دنده های بیرون زده ی آنها. زمستان در صحرا آب هست؟
به بچه های جنوبی خودمان فکر میکنم با پاهای برهنه نزدیک خلیج - کنار دریا - خیره به لنجها. فصل ماهیگیریست.دریا امسال چقدر دست و دلباز است؟ نان شبشان در می آید؟
به بچه های سرخپوست فکر میکنم . دور از قبیله شان. آغشته به بوی شهر . کدامشان امشب خواب گوزن میبیند یا خواب روح پدربزرگ که از او میخواهد به قبیله اش برگردد؟
به دخترکان عشایر خودمان فکر میکنم. با گیسهای بافته و پیراهنهای رنگی. در این شبهای بلند زمستان چه رویایی در سر دارند؟
به بچه های قبایل دور فکر میکنم. از قطب شمال تا قطب جنوب. زمستان یک اسکیمو چقدر سرد است؟
میخواهم با آنها حرف بزنم. توی چشمشان نگاه کنم و بگویم فردای بهتری از راه میرسد.
کاش کاری از دستم بر بیاید. کاری که لبخند بر لب تمام بچه های جهان بنشاند. امشب دلم برای بچه های جهان
تنگ است.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰/۰۹/۲۵ ساعت 19:35 توسط ترمه خانوم
|