.
.
.
...چه جرم رفت که با ما سخن نمیگویی؟ - چه کرده ام که به هجران تو سزاوارم؟
هنوز با همه بد عهدی ات دعا گویم - هنوز با همه بی مهری ات طلبکارم
من از حکایت عشق تو بس کنم ؟ هیهات - مگر اجل که ببندد زبان گفتارم
هنوز قصه ی هجران و داستان فراق - به سر نرفت و به پایان رسید طومارم
اگر تو عمر در این ماجرا کنی سعدی - حدیث عشق به پایان رسد نپندارم
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست - یکی تمام بود مطلع بر اسرارم
دست سعدی به جفا نگسلد از دامن دوست ترک لولو نتوان گفت که دریا خطر است
دكتر ندوشن ، دوستت دارم .دوستت دارم وباز هم دوستت دارم . غلت ميخورم لاي كلامت و حض ميبرم. يك طور خاصي ميشود گفت رسوب ميكنم لا به لاي نوشته هايت...آخش
خانم رنگين كمان بيدار شد...
شير خورد ....دوباره خوابيد.
در اين فاصله حس من هم براي نوشتن پريد.
گفت:گر همچو من افتاده ي اين دام شوي - اي بس كه خراب باده و جام شوي
ما عاشق رند و مست و عالم سوزيم - با ما منشين و گرنه بد نام شوي
دیشب به پروردگار کائنات گفتم : خیلی مردی خدا ، اگر مرد نبودی اینهمه قوانین علیه زنها وضع نمیکردی، واقعا مردی. از فشار این قوانین خوشم نمی آید. خصوصا وقتی عکاسباشی از آنها به نفع خودش استفاده میکند.
(ایکون جیغ زدن و ایضا غرغر کردن )
چو غنچه گرچه فرو بستگی ست کار جهان - تو همچو باد بهاری گره گشا می باش
- از وابستگی به خانم رنگین کمان سخت میترسم. امروز در حالیکه میخندید و از خودش صدا در میاورد به او خیره شده بودم و ترس تمام وجودم را گرفته بود. پروردگارا مواظب قلبم باش.
- اسباب کشی و تمام مسایل مربوط به آن از پول پیش و کرایه خانه گرفته تا تمییز کردن و چیدمان خانه ی جدید
- گل سرخ
- آب دادن به گلهای لب پنجره و اینکه وقتی لب پنجره هستم میبینم که خاکشان خشک است و به اتاق پایین که میروم آب را فراموش میکنم. مثل مولتی ویتامین خانم رنگین کمان که خیلی روزها یادم میرود.
-گل سرخ
- این تصور کابوس وار که اضافه وزن و دیابت بر میگردند. نه آنها بر نمیگردند...برنمیگردند...برنمیگردند
- گل سرخ . روزی چند بار به او فکر میکنم به صورت منقطع و گاهی به صورت پیوسته. خیلی فرصت نمیکنم برایش بنویسم ولی معنیش این نیست که به یادش نیستم. خیلی وقتها در مغزم برایش مینویسم.
- مادرها استعداد عجیبی در به وجود آوردن احساس گناه در فرزندانشان دارند فقط با گفتن این جمله که مانتوی شما خیلی کوتاه است یا فلان رفیق شما خیلی آرایش میکند و مناسب آمد و شد نیست. به واژاه ی خیلی توجه کنید. از نظر آنها همه چیز خیلی است. خانم ب خانم خیلی خوبیست . آقای میم خیلی مودب است و شما خیلی بی توجه شده اید. به همین راحتی شما مستوجب جهنمید. البته مادر مستقیما به جهنم اشاره ای نمیکند بلکه آن نتایج اعمال شماست.
-مادر ، مرا همینطور که هستم دوست بدار. با اضافه وزن- با کفش تق تقی ( اصطلاحی که در کودکی به کار میبردم )- با دیابت - با اتاق نامنظم - با دوستان آرایش کرده-مستاجر - و.... میدانم که دوستم داری فقط مرا همینطور که هستم.....
- هزار جهد بکردم که یار من باشی - مراد بخش دل بیقرار من باشی
چراغ دیده ی شب زنده دار من گردی - انیس خاطر امیدوار من باشی...
من ارچه حافظ شهرم جویی نمی ارزم - مگر تو از کرم خویش یار من باشی
- خیلی نیاز است که حتی اگر من حواسم پرت باشد تو دستم را محکم گرفته باشی.
آن باد كه آغشته به بوي نفس توست از كوچه ما كاش گذر داشته باشد
.....
شاعر: مرتضی اسفندقه
